احترام به شان و مقام معلم کجاست؟
سلام.این روزها کسی برای مقام معلم تره هم خرد نمی کند. نمونه اش این ماجرا:

معلم تدریس درس عکاسی همراه با نمایش عکسهای هنرجویان در کلاس است که دانش اموزی پشت به معلم کرده شروع به بازکردن دکمه های مانتو و همزمان صحبت با نفر کناری می شود. معلم او را به نشستن دعوت می کند(چند بار) و دانش آموز بی توجه به معلم به کار خود ادامه می دهد.دانش آموزان دیگر دست آن دانش اموز را گرفته او را روی صندلی می نشانند. دانش آموز باز هم به صحبت خود در میان توضیحات دبیر به کلاس ادامه می دهد. معلم از جا بلند شده دست بر گردن او گذاشته کمی می فشارد و می گوید چرا شلوغ می کنی؟ دانش آموزان همه به این شوخی می خندند.دانش آموز ناراحت شده گریه می کند. معلم او را بیرون می فرستد تا دست و رویش را بشوید. دانش اموز به کلاس برمی گردد. زنگ می خورد و همه به خانه می روند.
فردا صبح دانش آموز مربوطه غایب است. معلم در کلاس است که مدیر به او مراجعه کرده می گوید یکی از اولیا( ولی دانش اموز غایب) می خواهد با شما ملاقات کند. معلم به دفتر مراجعه کرده خود را به مادر دانش آموز معرفی می کند. مادر دانش آموز از جایش بلند شده به سمت راهرو مدرسه رفته معلم را به عقب می راند و شروع به فحاشی (ان هم از نوع فوق رکیک) به معلم کرده مدعی می شود که معلم فرزندش را کتک زده و از دیروز تا حالا حالش خراب است و سردرد داردو بدنش کبود شده است و در نهایت در حضور کادر دفتر مدرسه سیلی به صورت معلم می نوازد.
معلم بلافاصله از او دور شده وارد دفتر مدرسه می شود و بقیه همکاران وارد عمل شده عده ای ولی را می گیرند تا آرام شود و عده ای در دفتر را می بندند تا آن خانم مجددا به معلم حمله ور نشود در حالی که ولی مشغول فحاشی است و با حالت حمله در را هل می دهد تا باز شود .
در نهایت مدیر هنرستان سر می رسد و پس از شنیدن ماجرا به ولی مورد نظر می گوید که حاضر است فرزندش را به اتفاق پیش پزشک ببرند تا معلوم شود اصلا بیماری در کار است یا نه که ولی نمی پذیرد. در نهایت ولی به یکی از شاهدان ماجرا می گوید :"جان دخترم در آید من 15000 تومان پول حرام نمی کنم که او را پیش پزشک ببرم. سیلی زدم دلم خنک شد حالا می روم."
سپس به اداره اموزش و پرورش مراجعه کرده ادعاهایش را با فحاشی ادامه می دهد. رئیس اداره بلافاصله با دستور مستقیم دانش آموز را اخراج موقت می کند و از مدیر مدرسه می خواهد که سریعا صورتجلسه ماجرا را به همراه شکایت رسمی تنظیم کرده به مشاور حقوقی اداره تحویل دهند. صورتجلسه نوشته شده به اداره برده می شود . مشاور حقوقی اداره کارها را پیگیری کرده مراتب شکایت را به کلانتری ارائه می کند.
چند روز بعد ماموران کلانتری به مدرسه مراجعه می کنند تا اصل ماجرا را از شاهدان عینی تحقیق کنند. برخی از افراد کادرمدرسه که شاهد ماجرا بودند از صحبت با ماموران سر باز می زنند و حاضر نمی شوند به نفع معلم مربوطه شهادت بدهند اما با شهادت سه نفر کار انجام می پذیرد. روز بعد مشاور حقوقی اداره با معلم مربوطه تماس می گیرد و می گوید اگر از شکایت صرف نظر کنید مدرسه دانش اموز را عوض می کنیم تا همدیگر را نبینید. معلم هم رضایت کتبی می دهد .
سوال اول: اگر معلم حق نداشته باشد پیش بقیه دانش آموزان دیگر دانش آموزی را بازخواست کند، او را دعوا کند، دست به او بزند ، پس چطور با این گونه دانش آموزان که حضور و عدم حضور معلم برایش فرقی ندارد برخورد کند و اصولا اگر دانش اموز حق داشته باشد در کلاس هر طور که دوست دارد رفتار کند معلم چطور درس بدهد؟
سوال دوم: شنیدم که در اخبار سراسری گزارشی پخش شد که معلمی که دانش آموزی را کتک زده بود در رسانه ملی از او عذر خواهی کرد. حالا با عکس این ماجرا چه انتظاری از اداره اموزش و پرورش و رسانه ملی می رود؟
سوال سوم: که البته ربط چندانی به این ماجرا ندارد این که به تازگی با معلمان قرارداد بسته اند مبنی بر اینکه شما قصد دارید درصد قبولی تان را نسبت به سال گذشته چند درصد بالا ببرید. سوال این است که معلم درس می دهد و وقتی می پرسد دانش آموز هیچ مطالعه ای نکرده است و صفر می گیرد. اینجا کم کاری از دانش آموز است و نه معلم. چرا باید درصد قبولی معیاری برای سنجش توان علمی و یا میزان فعالیت معلم در کلاس درس باشد؟ وقتی تعداد دانش اموزان درس نخوان با معدل های 11 و 10 در کلاس درس بیشتر شده باشد چگونه درصد قبولی بالاتری داشته باشد در حالی که تاکید بر آموزش مفهومی است و البته سوالات به صورت هماهنگ کشوری و استانی طرح می گردد؟وقتی دانش آموز علنا می گوید من اصلا به قصد درس خواندن به مدرسه نمی ایم و اولیای دانش آموز هم با نمراتش مشکلی ندارند چه کاری از دست معلم بخت برگشته که مجبور است درس های عقب مانده ی کتابهای حجیم را از پس تعطیلی های بیش از اندازه پشت سر هم تدریس کند بر می آید؟و آیا اصولا با کم شدن ساعات درسی یادگیری اتفاق می افتد که آن هم از نوع مفهومی باشد؟
منتظر نظراتتان هستم.
پس نوشت: مطلع شدم که پس از رضایت کتبی معلم مورد نظر،دانش آموز و ولی او به اداره آموزش و پرورش مراجعه می کنند تا مدرسه ای برای ادامه تحصیل او در نطر گرفته شود. مسوول مربوطه با معلم تماس می گیرد و می گوید:" نمیشه حالا دانش آموز برگرده سر کلاسش؟ آخه وسط سال تحصیلیه بچه آسیب می بینه و ضمنا پیدا کردن یه مدرسه دیگه که حاضر باشه قبولش کنه سخته". معلم می گوید نه!
شاید معلم باید به کارشناس محترم می گفت: چرا میشه در سه صورت :
1- دانش آموز بیاد سر کلاس بشینه من میرم تو خونه می شینم!
2- دانش آموز بیاد بشینه سر کلاس به جاش من رضایتم رو پس می گیرم تا مامانش بره زندان!!
3- مامان دانش آموز بیاد در حضور من و بقیه همکاران مدرسه و اداره یکی بزنه تو گوش شما!!!
سوال: اگه شما بودین به این مسوول بسیار محترم اداره چه جوابی میدادین؟
خورشید باش ،