معرفی رشته های هنری

سلام. با توجه به فرا رسیدن هفته مشاغل به نطرم رسید بد نیست چند رشته هنری را به علاقمندان مشاغل هنری معرفی کنم.

 گرافیک 

گرافیک حرفه مورد نیاز امروز است که بخش بزرگی از ان را تبلیغا ت در بر می گیرد.گسترش روز افزون آموزش فنی و حرفه ای در کشور اسلامی ایران توسعه همه جانبه در تمامی رشته ها را طلب می کند.براین اساس در چند سال گذشته رشته گرافیک در بیشتر هنرستان ها ایجاد شده است .

برنامه ریزی دوره ۵ ساله کاردانی رشته گرافیک ،متناسب با نیازهای واقعی این رشته به طوری برنامه ریزی شده که دانش آموختگان این دوره بتوانند پس از کسب مهارتهای لازم در مشاغل مربوط انجام وظیفه کنند.

هنرجویان در این رشته با طراحی ، تصویر سازی ، طراحی حروف  ، صفحه آرایی ،  ، طراحی انواع پوستر ، بروشور ، طراحی جلد کتاب و مجلات و نشریات ،چاپ فتو سیلک ،انواع چاپ دستی ،مصور کردن کتاب و مجلات وروزنامه ،استفاده از مداد رنگی ،گواش ،آبرنگ ، ظهور چاپ فیلم ،اصول عکاسی و ترکیبات رنگ ،روانشناسی رنگ و تاریخ هنر ایران و جهان و … آشنا خواهند شد.

زمینه های شغلی و بازار کار:

  • طراحی آگهی و تابلو های تبلیغاتی
  • طراحی تیتراژ برنامه های تلویزیونی
  • طراحی نشانه و تمبر و اسکناس
  • طراحی تیزر (فیلم های تبلیغاتی )
  • طراحی جلد کتاب ،نوار وکاتالوگ
  • تصویر گر ،صفحه آرا و طراح پوستر
  • کار در عکاسی و آتلیه ها
  • و ..

هدف رشته ها:

آموزشهای فنی و حرفه ای در کشور جمهوری اسلامی ایران به صورت یک دوره پیوسته ۵ ساله (۳+۲) طراحی شده است که دوره سه ساله آن در هنرستان فنی ، حرفه ای  ودوره دو ساله کاردانی پیوسته در آموزشکده های فنی و حرفه ای اجرا می شود.

-    هدف کلی رشته در دوره سه ساله هنرستان ، تربیت نیروی انسانی متعهد و کارآمدی است که بتواند علاوه بر انجام وظایف شهروندی ، با استفاده از آموخته های خویش در مشاغل مربوط به«گرافیک»در سطح میانی تکنسین مشغول بکار می شود.

طراحی پارچه

رشته‌ای کاملا ذوقی و هنری که دانش‌آموزانی که این رشته را انتخاب می‌کنند چه بخواهند چه نخواهند باید اهل حوصله و آشنا به شرایط اجتماعی و روحیات و ارزش‌های اعتقادی مردم ایران باشند. 
در طراحی پارچه خصوصیات اقلیمی، آداب و رسوم و باورهای مردم در رنگ‌ها و طرح و اشکال مختلف تأثیر گذار است.
رابطه این رشته به صنعت نساجی، که بعد از نفت از صنایع مهم و اشتغال‌زای کشورمان است، مانند رابطه روز و خورشید است.

به لطف توجه مسئولین، صنعت ورشکسته نساجی یک سال است که نوسازی‌اش شروع شده و در شرف پیشرفت همه جانبه قرار دارد.
علاقه به لباس در دختران دانش‌آموز می‌تواند شانس بیشتری را برای موفقیت آن‌ها به ارمغان آورد. 

صنعت و بازار کار
زمینه‌ها و مشاغلی که فارغ‌التحصیلان این رشته می توانند در آنها مشغول بکار شوند عبارتند از:

ـ ارائه خدمات مشاوره‌ای به نهادها، کارخانجات، مؤسسات آموزشی و تولیدی و… ، در زمینه طراحی لباس مناسب برای عملکرد خاص مورد نظر آنها.
ـ خدمت در مؤسسات تولید و دوخت لباس، کارگاهها و کارخانه‌های نساجی دولتی و خصوصی که با کار بافت و چاپ پارچه اشتغال دارند ، به عنوان طراح.
– تأسیس کارگاههای بافت و چاپ پارچه (اعم از مفرح و تزئینی) و دوخت لباس.
– مشاوره تدریس و کار پژوهشی در نهادهای دولتی و خصوصی مانند سازمان صنایع دستی ایران، اداره کل هنرهای سنتی اسلامی، موزه‌های مختلف، هنرستانهای هنری و… در زمینه لباس و پارچه.

کارشناسی فرش

وجود این رشته در دانشگاه به فرشی بر می‌گردد که این روزها قالب‌های صنعتی و اقتصادی وسیعی را به خود اختصاص داده و خیلی‌ها استقلال اقتصادی و کسب در آمدهای غیر متکی به نفت را در لابلای تار و پودهای آن جستجو می‌کنند.
دهها سال است که اشتغال روستائیان و امرار معاششان به فرش وابسته بوده و هنوز هم وابسته است.قرار است کارشناسان فرش با ارزیابی و کنترل کیفیت تولید فرش جلوی سقوط رتبه جهانی فرش ایران را گرفته و فرش ایرانی را با نگاهی علمی به بازارهای جهانی معرفی نمایند.
داشتن ذوق هنری و علاقه به پدیده‌های هنری از جمله فرش و داشتن اطلاعات عمومی هنری، خصوصا در زمینه شناخت رنگ، و همچنین داشتن پایه قوی در درس شیمی برای گرایش رنگرزی می‌تواند دانش‌آموزی را که این رشته را انتخاب می‌کند از لحاظ موفقیت مددکار باشد.

مجسمه سازی

زمان زیادی از درگیری‌های لفظی و بحث‌های مفصّل در خصوص حلال یا حرام بودن مجسمه سازی می‌گذرد. با همه آنچه اتفاق افتاده رونق این رشته از نو پایه ریزی شده و با استفاده از مجسمه و تغییر در جهت استفاده از این هنر، در راه رشد و تعالی افکار انسان ساز آن مجسمه سازی را پس از افت شدید به صحنه آورده است.

مجسمه‌ها در آئین بزرگداشت مشاهیر علوم و ادب، یادآوری خاطرات جنگ تحمیلی و بسیاری از امور علمی و فرهنگی برای خود حرف دارند. 
دانش‌آموزی می‌تواند در این راه موفق شود که علاوه بر علاقه درونی قدرت تجسّم مطلوب ، از سلامتی جسمی خوب در دست‌ها برخوردار باشد.
صنعت و بازار کار

از خدمات فارغ التحصیلان دوره کارشناسی رشته مجسمه سازی می توان در روابط عمومی موسسات، شهرداری ها، هنرستاهای هنری و امور تربیتی آموزش و پرورش و همکاری با ارشاد اسلامی، استفاده نمود تا با بینش جدید نسلی هنردوست و هنرپرور پرورش داد.
همکاری با مهندسی ریختگری دقیق (موم تبخیر شده)، طراحی نشانه ها و ضرب سکه ها کمترین کارهای مجسمه سازان می باشد.

نقاشی

طرح تربیت کارشناسان متعهد و متخصص در زیمنه نقاشی با دو گرایش نقاشی عمومی و نقاشی دیواری در گروه هنر ستاد انقلاب فرهنگی تهیه و تدوین یافته است. مشخصات کلی، برنامه و سرفصل دروس دوره کارشناسی نقاشی به شرح زیر به تصویب ستاد انقلاب فرهنگی رسیده است.

هنر نقاشی از بروز احساس و جوشش درون هنرمند و ابلاغ پیام را تا بیان موضوعات تعیین شده در بر می‌گیرد و هنرمند نقاشی آنچه را که می‌خواهد توسط اشکال و رنگ‌ها روی سطوح کوچک و بزرگ با ابزار و شیوه‌های گوناگون، نقاشی نموده و توسط آن با دیگران ارتباط برقرار می‌کند. هر قدر هنرمند دارای روح و نفس پاک و سالم و تزکیه شده و متعهد به دین خدا باشد، مستقیماً روی آثار هنری‌اش تاثیر گذاشته آن را در جهت و در خدمت اهداف والای اسلام قرار خواهد داد. هدف، ترتیبت و آماده نمودن افراد متعهد به اسلام است در جهتی که بتوانند پیامی را متناسب با نیازهای صالح جامعه با استفاده و بکارگیری کلیه امکانات هنری این رشته منتشر و ابلاغ نماید.
این رشته با دو گرایش نقاشی عمومی روی سطوح کوچک و نقاشی دیواری روی سطوح بزرگ با توجه به موارد زیر به تصویب گروه هنر ستاد انقلاب فرهنگی رسیده است.
• ضرورت نشر و صدور انقلاب اسلامی و ابلاغ محتوای آن به دیگران و رساندن معانی و مفاهیم عمیق و خاص آن.
• ضرورت بیان کیفی ابعاد تازه‌ای از مفهوم عینیت یافته انسان که با حرکت عظیم امت و حضور پیوسته آنها در صحنه‌های اجتماعی و سیاسی و عبادی به منصه ظهور رسیده است.
• ضرورت به خدمت گرفتن هنرهای تصویری از جمله نقاشی برای ابلاغ مفاهیم الهی، انسانی و رهایی آنها از ورطه انحراف.

صنعت و بازار کار

راه اندازی کارگاههای نقاشی خصوصی، همکاری با مؤسسات هنری و فرهنگی و آموزشی، شهرداری‌ها، نهادهای انقلابی، مطبوعات و انتشارات در امر خلق اثر‌های هنری مورد نیاز در جهت زیباسازی محیط و جاودانه ساختن رویدادها، آموزش نقاشی، تصویر سازی برای کتب و مجلات و… ، از جمله کارهایی است که فارغ التحصیلان این رشته قادر به انجام آن می باشند.

سینما

رشته‌ای با جاذبه‌های بسیار و پیشرفت‌های شگفت‌انگیز. دیگر نگاه به سینما متوقف به یک نور، صدا، حرکت نیست، کات زدن و سکانس بندی فیلم‌ها گرچه عبارت‌های ساده و ماندگار سینما است، اما این رشته علمی علوم بسیاری را ، که برخی از آن علوم آنقدر وارد حوزه‌های تخصصی می‌شوند که در نگاه اول ارتباطشان با سینما دور از ذهن می‌نماید، در بر می گیرد.

سینما صنعتی پولساز و صاحب نام شده. مجموعه ۴ گرایش کارگردانی- فیلم نامه‌نویسی- تدوین و فیلمبرداری ارکان اصلی آن هستند. دارا بودن شمّ هنری، استعداد و علاقه همچنین تجربیات هنری ، علاقه و استعداد
ذاتی به تئاتر جزء عوامل تعیین کننده و بی بدیل این رشته هستند. 
بیشتر مایلیم که به معرفی افرادی بپردازیم که می‌خواهند این رشته را انتخاب نمایند تا خود رشته. ولی به هرحال اطلاعات عمومی هنر، آشنائی با عکاسی، داشتن قدرت بیان خوب، روحیه اجتماعی قوی، خلاقیب ذهنی بالا همچنین تسلط بر زبان و ادبیات فارسی بخصوص در گرایش فیلم‌نامه‌نویسی از عوامل مهم در انتخاب این رشته است.
صنعت و بازار کار

فارغ‌التحصیلان این رشته به عنوان گروهی از هنرمندان جامعه در انتقال مفاهیم فرهنگی، هنری و اجتماعی نقش عمده‌ای دارند. این فارغ‌التحصیلان توانائی عهده دارشدن مسئولیتهای موجود در هنر سینما اعم از کارگردانی، فیلم نامه نویسی، فیلمبرداری، تدوین را دارا بوده، می‌توانند جذب مراکز هنری و آموزشی گردند.

تاتر(نمایش)

شته نمایش گرایش‌هائی همچون ادبیات نمایشی- بازیگری- گارگردانی- نمایش عروسکی- صحنه‌گردانی را در خود جای داده و دانش‌آموزی می‌تواند در این رشته موفق باشد که در انجام کار گروهی توانا ، به ادبیات فارسی مسلط، حافظه قوی و ذهنی خلاّق و مبتکر داشته باشد.
صنعت و بازار کار

فارغ‌التحصیلان این رشته بعنوان گروهی از هنرمندان جامعه وظیفه انتقال مفاهیم
فرهنگی را با بیانی هنری عهده‌دار می‌باشند. این فارغ‌التحصیلان توانایی
انجام کلیه امور مربوط به نمایش اعم از نویسندگی، کارگردانی، بازیگری، دکورسازی،
صحنه‌‌آرایی، نمایش عروسکی را متناسب با گرایش خود دارا بوده و می‌توانند
جذب مراکز هنری و آموزشی شوند.

صنایع دستی

زمینه‌سازی برای صادرات و دلگرمی و حمایت‌های عملی بخش دولتی عامل اساسی  ماندگاریِ این دست از صنایع است. رشته صنایع دستی آموزش عملی و مقدماتی اموری است که منجر به خلاّقیت‌ها و انجام کارهای جذّاب در این صنعت می‌شود. صنعتی که در خانه هر ایرانی اثری از خود بر جای نهاده تعیین کننده می‌باشند.

صنعت و بازار کار

فارغ‌التحصیلان این رشته قادر خواهند بود با اطلاعات و دانش عمومی، نظری و تحقیقاتی از یک طرف و کار عملی از طرف دیگر در واحد‌های دولتی و خصوصی (از قبیل سازمان صنایع دستی ایران، اداره کل هنر‌های سنتی اسلامی، وزارت جهاد کشاورزی، هنرستانهای مختلف ، موزه‌های صنایع دستی و مردم شناسی، کارگاههایمتعدد تولیدی صنایع دستی در سراسر کشور و…) که در احیا، تقویت، تولید و معرفی و عرضه این صنایع کوشش می‌ نمایند فعالیت داشته، ضمن تولید آثار صنایع دستی اداره امور عمومی، یا بخشهای کارگاهی و یا تحقیقاتی این واحد را توام با ارائه فکر و هدایت و اصلاح به عهده گیرند.

شناخت و تحسین هنر

http://s1.picofile.com/file/7323712575/%D8%B3%DB%8C%D9%85%DB%8C%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%88%D8%B1.jpg

سلام. امروز می خوام به یاد بانوی نویسنده زنده یاد سیمین دانشور  خوندن کتاب شناخت و تحسین هنر رو که در واقع مجموعه مقالات ایشون  در زمینه هنر و زیبایی شناسی هست توصیه کنم.  


http://books.google.com/books?id=_dWfAAAAMAAJ&printsec=frontcover&img=1&zoom=1

شناخت و تحسین هنر(مجموعه مقالات 1327-1372)

زیر نظر بهمن فرمان

انتشارات کتاب سیامک

چاپ اول-تهران تابستان1375

قیمت:2500 تومان

محمد معمارزاده

سلام. این روزها با این آسمان های زیبا و دیدنی که پیش و پس ا هر باران رنگ و بافت و شکلی دیدنی و متنوع به خود می گیرد مرا به شدت به یاد استاد بزرگوارم آقای معمارزاده می اندازد که تکنیک آبرنگ و طراحی پایه را از او آموختم و به رسم حق شناسی شاگرد از استاد بر آن شدم تا ایشان را به شما معرفی کنم.

محمد معمارزاده

 
متولد 1327 قوچان
داراي مدرک دکتراي پژوهش هنر
عضو هيئت علمي دانشگاه الزهرا و مدير گروه نقاشي
هنرمند طراح و نقاش


برگزاري بيش از30 نمايشگاه انفرادي و گروهي از جمله  تمام بي ينالهاي نقاشي تهران، نگارخانه صبا (خيال شرقي)، گالري هاي تهران (سبز، تهران، خانه هنرمندان و ..) و دانشگاهها

برگزاري نمايشگاههايي در فرانسه، خانه هنرمندان مسکو، زاگرب و چين

بورس تحقيقاتي در مسکو در زمينه نقاشي ايراني و مقايسه آن با روند نقاشي معاصر روسيه در موزه آرميتاژ  1383 و برگزاري نمايشگاهي در خانه هنرمندان مسکو

 

 

اکسپرسیونیسم

 

در آغاز قرن بیستم ، نهضت بزرگی بر ضد رئالیسم و امپرسیونیسم پا گرفت که آرام‌آرام مکتب "اکسپرسیونیسم" از دل آن بیرون آمد. واژه‌ی اکسپرسیونیسم برای اولین بار در تعریف برخی از نقاشی‌های «اگوست اروه » به کار رفته است.


اکسپرسیونیسم جنبشی در ادبیات بود، که نخست در آلمان شکوفا شد. هدف اصلی این مکتب نمایش درونی بشر، مخصوصاً عواطفی چون ترس، نفرت، عشق و اضطراب بود.
به عبارت دیگراکسپرسیونیسم شیوه‌ای نوین از بیان تجسمی است که در آن هنرمند برای القای هیجانات شدید خود از رنگ‌های تند و اشکال کج و معوج و خطوط زمخت بهره می‌گیرد.
اکسپرسیونیسم به نوعی اغراق در رنگها و شکلهاست، شیوه ای عاری از طبیعت گرایی که می خواست حالات عاطفی را هرچه روشنتر و صریح تر بیان نماید. دوره شکل گیری این مکتب از حدود سال ۱۹۱۰ تا ۱۹۳۵ میلادی بود ولی در کل این شیوه از گذشته‌های دور با هنرهای تجسمی همراه بوده و در دوره‌های گوناگون به گونه‌هایی نمود یافته‌است.
مثلا مکتب تبریز را در نگار گری ایرانی، اکسپرسیونیسم هنر ایران می نامند.
عنوان «اکسپرسیونیسم» در سال ۱۹۱۱ برای متمایز ساختن گروه بزرگی از نقاشان به کار رفت که در دههٔ اول سدهٔ بیستم بنای کارشان را بر باز نمایی حالات تند عاطفی، و عصیان گری علیه نظامات ستمگرانه ی حکومت‌ها، مقررات غیر انسانی کارخانه‌ها و عفونت زدگی شهرها و اجتماعات نهاده بودند.
این هنرمندان برای رسیدن به اهداف خود رنگ‌های تند و مهیج و ضربات مکرر و هیجان زدهٔ قلم مو و شکل‌های اعوجاج یافته و خارج از چارچوب را با اینجاد ژرفانمایی و بدون هیچگونه سامانی ایجاد می کردند و هر عنصری را که آرامش بخش و چشم نواز بود از کار خود خارج می کردند.
هنرمندان این سبک:

ونسان ویلِم ون گوگ (۱۸۵۳- ۱۸۹) نقاش معروف این سبک، زاده هلند بود. نام او در زبان هلندی فینسِنت فان خُخ تلفظ می شود. ونسان، تلفظ فرانسوی اسم کوچک اوست و در انگلیسی وینسنت می گویند( Vincent van Gogh)
ون گوگ عاشق گل آفتابگردان بود و مجموعه گل های آفتابگردان او از معروفترين نقاشی هايش است كه در کل از یازده اثر تشکیل شده، وی می‌گفت:" زردی آفتابگردان بهترین رنگی است که می توان پیدا کرد. خیلی شاد است. واقعا شاد است."

او از بیماری روانی رنج می برد و در طی یک حادثه قسمتی از گوشش را برید! ونگوگ جوانی خود را به عنوان دلال هنری، معلم و واعظ هنری گذراند. او کار هنری خود را به عنوان یک هنرمند از سال ۱۸۸۰ و در سن ۲۷ سالگی شروع کرد. در ابتدا از رنگهای تیره و محزون استفاده می کرد تا اینکه در پاریس با امپرسیونیسم و نئوامپرسیونیسم، آشنا شد و این آشنایی پیشرفت هنری او را سرعت بخشید. در ۱۰ سال آخر عمرش حدود ۹۰۰ نقاشی و ۱۱۰۰ طراحی بر جای گذاشت. برخی از مشهور ترین آنها در ۲ سال پایانی عمرش کشیده شده اند و در ۲ ماه پایانی عمرش تنها ۹۰ نقاشی برجای گذاشت. در سال ۱۸۹۰ به دکتر روانشناس (Dr.Gachet) که از او پرتره ای کشیده است، مراجعه کرد. اولین برداشت وان گوگ از دکتر این بود که دکتر خودش از او بیمار تر است. فرورفتگی و افسردگی ون گوگ عمیق تر شد و در جولای ۱۸۹۰ در سن ۳۷ سالگی به سمت کشتزار ها قدم زد و گلوله ای در سینه اش خالی کرد. او در روز بعد در مهمان سرای Ravoux مرد. برادرش به بالین او آمد و او آخرین احساسش را اینگونه بیان کرد:غم برای همیشه باقی خواهد ماند.وقتی ونگوگ مرد تابوتش راپر از گل های آفتابگردان کردند.

شب پر ستاره اثر ونگوگ

دیگر هنرمندان این سبک:

جیمز انسور در ۱۸۶۰در بلژیک به دنیا آمد و در ۱۹۴۹ در همان شهر درگذشت.
ادوارد مونک یا (مونش) نروژی که پردهٔ معروفش "جیغ " به تنهایی مفهوم کامل شیوهٔ اکسپرسیونیسم را نمایان می سازد.

امیل نولده، در ۱۸۶۷در شلزویگ،ناحیه‌ای در شمال غربی آلمان متولد شد و در۱۹۵۶ در سیبول درگذشت. نولده به خاطر انتخاب رنگهای پر معنی و رسایش مشهور است. قرمز پر رنگ و زرد درخشنده اغلب در کارهایش دیده می‌شود که حالتی نورانی به کارهایش می‌دهد، در غیر اینصورت کارهایش تاریک و محزون است وی یکی از بزرگترین نقاشان آبرنگ است.وی با تجسم بخشیدن به پندارهای دینی و صور کابوسی ذهن آشفته‌اش یکی از نقطه‌های اوج این شیوه را در وجود می‌آورد.

ژرژ روئو در۱۸۷۱ در پاریس متولد شد و ۱۹۵۸ در همان شهر از دنیا رفت. وی در بیشتر آثارش الهامات دینی و تلخ کامی‌های خود را با شکلهای زمخت و چهره‌های سرد و عبوس (که از جهاتی یادآور تصویر سازی قرون وسطایی و تنگ افتاده در فضایی فشرده‌اند)مجسم می‌سازد. او همچنین در آثارش رنگهای تند و تیره و خطوط سیاه بسیار کلفت(همانند بند کشی سربی در شیشه‌های منقوش کلیساهای گوتیک) به کار می‌برد.

پیکره سازی
پیکره تراشی اکسپرسیونیستی به کارگیری حفره و برآمدگی، راست خطی و خمیدگی، اعوجاج بخشی و برهم زنی تناسبات طبیعی به شیوهٔ اکسپرسیونیسم را بر ما عرضه می‌دارد. زادکین پیکره تراش روسی(که در فرانسه به کار مشغول بود) آثاری در این سبک از خود به جا گذارده ‌است. با بهره برداری از اصول و اسلوب آن مکتب تدرجا تمایلات اکسپرسیونیستی را در آثار خود نمایان ساخت و سرانجام تنها آن شیوه را برای ابراز عصیان و بدبینی عمیق خود مناسب یافت.



اکسپرسیونیسم در سینما و عکاسی
اکسپرسیونیسم ریشه در تاریخ اقوام شمالی اروپا دارد. اقوامی که جنگلهای سیاه و متراکم شمالی را برای به دست آوردن زمین مناسب برای کشاورزی و زندگی مسطح کردند و ترس از ناشناخته های همین جنگلهای متراکم بود که باعث ساختن افسانه های موجودات عجیب و خارق العاده و خون آشامانی شد که این اقوام تصور می کردند در دل تاریک این جنگلها وجود دارند.
سینمای اکسپرسیونیستی در کشور آلمان آغاز شد وبه اوج رسید و پس از مدتی سینمای وحشت به عنوان شاخه مورد پسند اکثریت جامعه از همین سینمای فرهیخته و روشنفکر منشعب شد.
پنج سال 1919 تا 1924 که کشور آلمان به دلیل شکست در جنگ جهانی اول، شورش و کودتا، کاهش ارزش پول و گرسنگی، در شرایط اقتصادی وحشتناکی به سر میبرد،غنی ترین دوران سینمای آلمان را ساختند. سینمایی که بازتاب وحشت مردم از جنگ، گرسنگی و ورشکستگی بعد از آن بود.
با به قدرت رسیدن حکومت رایش سوم در سال 1933 عده ای از کارگردانان پیشروی سینمای اکسپرسیونیستی که میدانستند با شرایط جدید امکان کار در کشور را نخواهند داشت ، دست از کار کشیدند. عده ای با اهداف حکومت جدید همسو شدند و عده ای دیگر نیز که به نوعی در فیلمهای خویش ظهور خون آشام را پیش بینی کرده بودند، به ایالات متحده مهاجرت کردند. سینمای آلمان نیز پس از آن تا پایان جنگ جهانی دوم به نوعی از سینما با عنوان سینمای تبلیغی یا – پروپاگاندا – روی آورد که مطابق اهداف هیتلر بود و در آن هیتلر پیشوای بزرگ نژاد برترمعرفی می شد.
فیلم- دانشجوی پراگ- نسخه اول به سال 1919 که یکی از پیش زمینه های مهم سینمای اکسپرسیونیستی آلمان هست موضوع جدیدی را وارد سینما کرد:شعبده بازی که دانشجویی را به کار میگیرد و او را وادار میکند تا دست به قتلی زند سپس گناه قتل را به گردن دانشجو میاندازد او ناچار به خودکشی میشود. انسانی توسط نیروهای نامرئی کنترل میشود و دست به اعمالی میزند که خود را در قبال آنها مسئول نمی داند.حکایتی از مردم کشور آلمان در خلال جنگ جهانی دوم و نمادی از سایه یا شر درون وجود انسان.
"اکسپرسیونیسم " که اساسا درونگرایی و پرداختن به روحیات درونی بشر از ویژگی های آن به حساب می آید، با نوع سینمای هراس عجین گشت و از آنجا که فیلم های این سبک به ابعاد ناشناخته آفاق و انفس انسان نظر دارد و این ابعاد معمولا برای اغلب افراد ، وجه ی هراسناک و رعب آور ایجاد کرده ( هر عنصر ناشناخته ای بطور طبیعی برای آدمی وحشت آور می باشد) نخستین آثار "اکسپرسیونیستی " سینما در وادی سینمای ترسناک قرار گرفت.
فیلم هایی مانند :"گولم " داستانی متعلق به افسانه های یهودیان که در آن موجودی سفالی با کمک اورادی زنده میشود وگرایشاتی غیر مجاز نسبت به دختر صاحب خود پیدا میکندو سرانجام دچار جنون میگردد، در اینجا نیز موضوع رهایی از موجودات ناشناسی مطرح است که بطور ناشناخته به شکل نیروی ضمیر ناخود آگاه ظهور میکنند، " دانشجوی پراگ " در دهه دوم قرن بیستم و بعد از آن " مرگ خسته " و"اتاق کار دکتر کالیگاری" از معروفترین فیلمهای اکسپرسیونیستی به شمار می آیند.
" اتاق کار دکتر کالیگاری " داستانی شبیه به دانشجوی پراگ- سری فیلم های " دکتر مابوزه " و "نوسفراتو" به همراه فیلمسازانی مانند :"فریتس لانگ " و " مورنائو"و "روبرت وینه " و....اولین پدیده ها و خالقان اکسپرسیونیستی سینما به عنوان پدران سینمای هراس شناخته شدند.
تصویر مخلوقات کریه و قدرتمند که آسایش و امنیت جامعه را برهم می زنند ، پدیده های متافیزیکی که باعث اختلال روحیات بشری می گردند و انسان های با قدرت های مافوق که برای تحت انقیاد درآوردن انسانها به اعمال خشونت بار و مشمئز کننده دست می زنند ، از جمله مهمترین سوژه هایی بود که در آثار فوق به کار گرفته می شد.
با ورود سینمای اکسپرسیونیستی به سینمای هالیوود، این سینما وجه روشنفکرانه خود را تاحدی از دست داد و به سلیقه عامه مردم روی آورد و کم کم ژانر سینمای وحشت با ساخت فیلمهایی چون فرانکشتاین، دراکولا و...شکل گرفت ولی آنچه در طول سالیان دراز این سینما را به پیش راند وحشت انسان از پدیده های مختلفی که در زندگی برای او رخ میداد و ترسهایی چون گرسنگی، مرگ،فقر، ترس از برخورد با ناملایمات و... بود که بن مایه های سینمای وحشت را از ابتدا تا کنون ساخت و در شکل موجودات عجیب، انسانهایی که تحت شرایط مختلف تغییر میکنند و...بر پرده آمد و در واقع ابعاد مختلف ترسهای درونی انسان به شکلهای مختلف بر پرده سینما جان گرفت.


سینمای امروز علاوه بر مضامین جدیدی که سینمای اکسپرسیونیستی وارد سینما کرد، وامدار طراحی دکور خاصی است که با این ژانر وارد عرصه سینما شد ، دکور و نورپردازی که به ایجاد تعلیق و دلهره در این سینما کمک کرد.
در سینمای امروز جهان هنوز در آثار سینما گران بزرگی همچون- تیم برتون- میتوان رگه هایی از سینمای اصیل اکسپرسیونیستی را مشاهده کرد.
تصاویری که هنر عکاسی نیز از آن وام گرفت مواردی که امروزه عکاسان اکسپرسیونیستی از آن بهره می جویند عبارتند از: ایجاد سایه های پر کنتراست، نورپردازی ترسناک، استفاده از گریم عروسکی( سفید کردن بیش از حد صورت و ایجاد سایه های تیره اطراف چشم) استفاده از زوایای خشن و رعب آور مثل شیشه های شکسته و لبه های تیز، نورپردازی دهشتناک، استفاده از نور پایین در پرتره جهت ایجاد سایه های غلیظ در اطراف بینی، حلقه ی تیره زیر چشمها و سایه ابروها، برای نشان دادن تصاویر شیطان و...
و همچنین استفاده از نورهای قرمز یا تک رنگ گرم، منابع نوری اسپات جهت تیز تر کردن سایه ها و همچنین استفاده از دکورهای اکسپرسونیستی، بافت های خشن و پر کنتراست و غیره از عناصر اصلی عکاسی اکسپرسیونیستی است.

By Rick Doble

اکسپرسیونیسم در موسیقی

از ویژگیهای این حرکت هنری که در کارهای موسیقی هم بوضوح می توان آنرا حس کرد، تمایل هنرمند به کاووش در درون خود بجای محیط بیرونی است. اغلب این هنرمندان آلمانی واتریشی بودند که به نوعی بر علیه هنرمندان امپرسیونسم فرانسوی که فقط مضمون های دلنشین و زیبا را می آفریدند دست به طغیان زدند. آنها زیبایی و آراستگی ظاهری را به باد انتقاد گرفتند و برای اعلام وجود نارضایتی در اجتماع در جهتی دیگر به پرورش تفکرات وحشی و حتی کریه در هنر پرداختند.

موسیقیدانان اکسپرسیونیسم مانند نقاشان و نویسندگان این سبک هنری برای بیان نازیبایی ها روشهای خاص خود را دنبال کردند. تاکید آنها بر عناصر غیر موسیقی بود استفاده از اصوات، فاصله های دیسونانس، تاکیدهای غیر موزون روی ضربها که قدرت پیش بینی را از شنونده میگیرد، تعویض سریع تونالیته و مشخص نبودن تونالیته اصلی موسیقی و بسیاری روشهای دیگر همه باعث این می شوند که موسیقی بوجود آمده دقیقا حال و هوای تابلوهای کشیده شده توسط نقاشان یا مطالب نوشته شده توسط نویسنده های این سبک هنری را برای مخاطب القا کنند.
این ویژگی های نازیبا در موسیقی آنقدر پیش می رود که آیوز موسیقیدان این سبک در سنفونی چهارم خود با دو ارکستر بصورت همزمان دو قطعه در دو تنالیته ی مختلف اجرا می کند، باید گفت که این کار جسارت و جرات خاصی راطلب می کند، که حتما او از آن بهره می برده است.


منابع :تاریخ هنر، ه و. جنسن
مبادی سواد بصری: دونیس ا داندیس / ترجمه سروش
تاریخ هنرمدرن/نوربرت لینتون/ترجمه علی رامین/نشر نی
تاریخ سینمای هنری/ انوپاتالاس/اولریش گرگو
ویکیپدیا فارسی

 و این هم یک کتاب درباره اکسپرسیونیسم:

اکسپرسیونیسم از نقاشی تا معماری و شهرسازی

نویسنده:حمیده محمدزاده تیتکانلو

ناشر:موسسه پژوهشی فرهنگی و هنری مولیان جم

چاپ اول-تهران 1378

80 صفحه



نوروز

 

سلام. سال نو مبارک .از اینکه این مطلب رو کمی دیر میذارم عذرخواهی می کنم. امیدوارم لذت ببرید.

نوروز برابر با یکم فروردین ماه (روزشمار خورشیدی)، جشن آغاز سال و یکی از کهن‌ترین جشن‌های به جا مانده از دوران باستان است. خاستگاه نوروز در ایران باستان می باشد و هنوز مردم مناطق مختلف فلات ایران نوروز را جشن می‌گیرند. امروزه زمان برگزاری نوروز، در آغاز فصل بهار است. نوروز در ایران و افغانستان آغاز سال نو محسوب می‌شود و در برخی دیگر از کشورها تعطیل رسمی است.

بنا به پیشنهاد جمهوری آذربایجان، مجمع عمومی سازمان ملل در نشست ۴ اسفند ۱۳۸۸ (۲۳ فوریه ۲۰۱۰) ۲۱ ماه مارس را به‌عنوان روز جهانی عید نوروز، با ریشهٔ ایرانی به‌رسمیت شناخت و آن را در تقویم خود جای داد. در متن به تصویب رسیده در مجمع عمومی سازمان ملل، نوروز، جشنی با ریشه ایرانی که قدمتی بیش از ۳ هزار سال دارد و امروزه بیش از ۳۰۰ میلیون نفر آن را جشن می‌گیرند توصیف شده‌است.

پیش از آن در تاریخ ۸ مهر ۱۳۸۸ خورشیدی، نوروز توسط سازمان علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد، به عنوان میراث غیر ملموس جهانی، به ثبت جهانی رسیده‌بود.[۳] در ۷ فروردین ۱۳۸۹ نخستین دورهٔ جشن جهانی نوروز در تهران برگزار شد و این شهر به عنوان «دبیرخانهٔ نوروز» شناخته شد.

جشن نوروز از لحظهٔ اعتدال بهاری آغاز می‌شود. در دانش ستاره‌شناسی، اعتدال بهاری یا اعتدال ربیعی در نیم‌کره شمالی زمین به لحظه‌ای گفته می‌شود که خورشید از صفحه استوای زمین می گذرد و به سوی شمال آسمان می‌رود. این لحظه، لحظه اول برج حمل نامیده می‌شود، و در تقویم هجری خورشیدی با نخستین روز (هرمز روز یا اورمزد روز) از ماه فروردین برابر است. نوروز در تقویم میلادی با ۲۰، ۲۱ یا ۲۲ مارس مطابقت دارد.

در کشورهایی مانند ایران و افغانستان که تقویم هجری شمسی به کار برده می‌شود، نوروز، روز آغاز سال نو است. اما در کشورهای آسیای میانه و قفقاز، تقویم میلادی متداول است و نوروز به عنوان آغاز فصل بهار جشن گرفته می‌شود و روز آغاز سال محسوب نمی‌شود.

پیشینه

منشأ و زمان پیدایش نوروز، به درستی معلوم نیست. در برخی از متن‌های کهن ایران ازجمله شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری، جمشید و در برخی دیگر از متن‌ها، کیومرث به‌عنوان پایه‌گذار نوروز معرفی شده‌است. پدید آوری نوروز در شاهنامه، بدین گونه روایت شده‌است که جمشید در حال گذشتن از آذربایجان، دستور داد تا در آنجا برای او تختی بگذارند و خودش با تاجی زرین بر روی تخت نشست. با رسیدن نور خورشید به تاج زرین او، جهان نورانی شد و مردم شادمانی کردند و آن روز را روز نو نامیدند.

برخی از روایت‌های تاریخی، آغاز نوروز را به بابلیان نسبت می‌دهد. بر طبق این روایت‌ها، رواج نوروز در ایران به ۵۳۸ سال قبل از میلاد یعنی زمان حمله کورش بزرگ به بابل بازمی‌گردد. همچنین در برخی از روایت‌ها، از زرتشت به‌عنوان بنیان‌گذار نوروز نام برده شده‌است. اما در اوستا (دست کم در گاتها) نامی از نوروز برده نشده‌است.

نوروز در زمان سلسله هخامنشیان

کوروش دوم بنیان‌گذار هخامنشیان، نوروز را در سال ۵۳۸ قبل از میلاد، جشن ملی اعلام کرد. وی در این روز برنامه‌هایی برای ترفیع سربازان، پاکسازی مکان‌های همگانی و خانه‌های شخصی و بخشش محکومان اجرا می‌نمود. این آیین‌ها در زمان دیگر پادشاهان هخامنشی نیز برگزار می‌شده‌است. در زمان داریوش یکم، مراسم نوروز در تخت جمشید برگزار می‌شد. البته در سنگ‌نوشته‌های به‌جا مانده از دوران هخامنشیان، به‌طور مستقیم اشاره‌ای به برگزاری نوروز نشده‌است. اما بررسی‌ها بر روی این سنگ‌نوشته‌ها نشان می‌دهد که مردم در دوران هخامنشیان با جشن‌های نوروز آشنا بوده‌اند، و هخامنشیان نوروز را با شکوه و بزرگی جشن می‌گرفته‌اند. شواهد نشان می‌دهد داریوش اول هخامنشی، به مناسبت نوروز در سال ۴۱۶ قبل از میلاد سکه‌ای از جنس طلا ضرب نمود که در یک سوی آن سربازی در حال تیراندازی نشان داده شده‌است.

در دوران هخامنشی، جشن نوروز در بازه‌ای زمانی میان ۲۱ اسفند تا ۱۹ اردیبهشت برگزار می‌شده‌است.

نوروز در زمان اشکانیان و ساسانیان

در زمان اشکانیان و ساسانیان نیز نوروز گرامی داشته می‌شد. در این دوران، جشن‌های متعددی در طول یک سال برگزار می‌شد که مهمترین آنها نوروز و مهرگان بود. برگزاری جشن نوروز در دوران ساسانیان چند روز (دست کم شش روز) طول می‌کشید و به دو دوره نوروز کوچک و نوروز بزرگ تقسیم می‌شد. نوروز کوچک یا نوروز عامه به مدت پنج روز، از یکم تا پنجم فروردین گرامی داشته می‌شد و روز ششم فروردین (خردادروز)، جشن نوروز بزرگ یا نوروز خاصه برپا می‌شد. در هر یک از روزهای نوروز عامه، طبقه‌ای از طبقات مردم (دهقانان، روحانیان، سپاهیان، پیشه‌وران و اشراف) به دیدار شاه می‌آمدند و شاه به سخنان آنها گوش می‌داد و برای حل مشکلات آنها دستور صادر می‌کرد. در روز ششم، شاه حق طبقات گوناگون مردم را ادا کرده بود و در این روز، تنها نزدیکان شاه به حضور وی می‌آمدند.

شواهدی وجود دارد که در دوران ساسانی سال‌های کبیسه رعایت نمی‌شده‌است. بنابراین نوروز هر چهار سال، یک روز از موعد اصلی خود (آغاز برج حمل) عقب می‌ماند و درنتیجه زمان نوروز در این دوران همواره ثابت نبود و در فصل‌های گوناگون سال جاری بود.

اردشیر بابکان، بنیان گذار سلسله ساسانیان، در سال ۲۳۰ میلادی از دولت روم که از وی شکست خورده بود، خواست که نوروز را در این کشور به رسمیت بشناسند. این درخواست مورد پذیرش سنای روم قرار گرفت و نوروز در قلمرو روم به Lupercal معروف شد.

در دوران ساسانیان، ۲۵ روز پیش از آغاز بهار، در دوازده ستون که از خشت خام برپا می‌کردند، انواع حبوبات و غلات (برنج، گندم، جو، نخود، ارزن، و لوبیا) را می‌کاشتند و تا روز شانزدهم فروردین آنها را جمع نمی‌کردند. هر کدام از این گیاهان که بارورتر شود، در آن سال محصول بهتری خواهد داد. در این دوران همچنین متداول بود که در بامداد نوروز، مردم به یکدیگر آب بپاشند. از زمان هرمز اول مرسوم شد که مردم در شب نوروز آتش روشن نمایند. همچنین از زمان هرمز دوم، رسم دادن سکه در نوروز به‌عنوان عیدی متداول شد.

نوروز پس از اسلام

از برگزاری آیین‌های نوروز در زمان امویان نشانه‌ای در دست نیست و در زمان عباسیان نیز به نظر می‌رسد که خلفا گاهی برای پذیرش هدایای مردمی، از نوروز استقبال می‌کرده‌اند. با روی کار آمدن سلسله‌های سامانیان و آل بویه، جشن نوروز با گستردگی بیشتری برگزار شد.

در دوران سلجوقیان، به دستور جلال‌الدین ملک‌شاه سلجوقی تعدادی از ستاره شناسان ایرانی از جمله خیام برای بهترسازی گاهشمار ایرانی گرد هم آمدند. این گروه، نوروز را در یکم بهار (ورود آفتاب به برج حمل) قرار دادند و جایگاه آن را ثابت نمودند. بر اساس این گاهشمار که به تقویم جلالی معروف شد، برای ثابت ماندن نوروز در آغاز بهار، مقرر شد که حدوداً هر چهار سال یک‌بار (گاهی هر پنج سال یک بار)، تعداد روزهای سال را به‌جای ۳۶۵ روز برابر با ۳۶۶ روز در نظر بگیرند. این گاهشمار از سال ۳۹۲ هجری آغاز شد.

نوروز در دوران صفویان نیز برگزار می‌شد. در سال ۱۵۹۷ میلادی، شاه عباس صفوی مراسم نوروز را در عمارت نقش جهان اصفهان برگزار نمود و این شهر را پایتخت همیشگی ایران اعلام نمود.

جغرافیای نوروز

منطقه‌ای که در آن جشن نوروز برگزار می‌شد، امروزه شامل چند کشور می‌شود و همچنان در این کشورها جشن گرفته می‌شود. برخی آیین‌های نوروز در این کشورها با هم متفاوت‌اند. مثلاً در افغانستان سفره هفت‌میوه می‌چینند؛ اما در ایران سفره هفت سین می‌اندازند.

جغرافیای نوروز با نام نوروز یا مشابه آن، سراسر خاورمیانه، بالکان، قزاقستان، تاتارستان، در آسیای میانه چین غربی (ترکستان چین)، سودان، زنگبار، در آسیای کوچک سراسر قفقاز تا آستراخان و نیز آمریکای شمالی، هندوستان، پاکستان، بنگلادش، بوتان، نپال و تبت را شامل می‌شود.

کردها نیز این جشن ایرانی را در فاصلهٔ میان ۱۸ تا ۲۱ مارس جشن می‌گیریند؛ در هنگام نوروز، کردها با گردهم‌آیی در بیرونِ شهرها، به استقبال بهار می‌روند. در این گردهم‌آیی‌های نوروزی، زنان کرد لباس‌های رنگین پوشیده و «شال‌های پرزرق و برق» بر سر می‌نهند؛ مردان جوان کُرد نیز پرچم‌های سبز و زرد و سرخ را برافراشته و با رقص و پایکوبی گرد آتش، نوروز را پاس داشته و زنده نگاه می‌دارند.

در تاریخ ۳۰ مارس ۲۰۰۹ (۱۰ فروردین ۱۳۸۸)، پارلمان فدرال کانادا، اولین روز بهار هر سال را به عنوان نوروز (Nowruz Day)، عید ملی ایرانیان و بسیاری اقوام دیگر نامگذاری کرد.

در تاریخ ۲۴ فوریه ۲۰۱۰ سازمان ملل متحد با تصویب یک قطعنامه در مقر سازمان در نیویورک، عید نوروز را به عنوان روز بین‌المللی نوروز و فرهنگ صلح در جهان به رسمیت شناخت.

آیین‌ها

خانه‌تکانی

خانه‌تکانی یکی از آیین‌های نوروزی است که مردم بیشتر مناطقی که نوروز را جشن می‌گیرند به آن پایبندند. در این آیین، تمام خانه و وسایل آن در آستانه نوروز گردگیری، شستشو و تمیز می‌شوند. این آیین در کشورهای مختلف از جمله ایران، تاجیکستان و افغانستان برگزار می‌شود.

آتش‌افروزی

رسم افروختن آتش، از زمان‌های کهن در مناطق نوروز متداول شده است. در ایران، جمهوری آذربایجان و بخش‌هایی از افغانستان، این رسم به‌صورت روشن کردن آتش در شب آخرین چهارشنبه سال متداول است. این مراسم چهارشنبه‌سوری نام دارد.پریدن از روی آتش در ایام نوروز در ترکمنستان نیز رایج است.

سفره‌های نوروزی

سفره هفت سین از سفره‌های نوروزی است که در ایران، جمهوری آذربایجان و برخی از نقاط افغانستان رایج است.

سفره‌های نوروزی یکی از آیین‌های مشترک در مراسم نوروز در بین مردمی است که نوروز را جشن می‌گیرند. در بسیاری از نقاط ایران، جمهوری آذربایجان[۳۲] و برخی از نقاط افغانستان، سفره هفت سین پهن می‌شود. در این سفره هفت چیز قرار می‌گیرد که با حرف سین آغاز شده باشد؛ مثل سیر، سنجد، سمنو، سیب و ...[۳۳][۳۴] به هفت سینی که چیده می‌شود معانی خاصی نسبت داده‌اند. مثلاً سیب را نماد زیبایی و تندرستی، سنجد را نماد عشق و محبت، و سکه را رزق و روزی گفته‌اند.سفره نوروز از زمانهای کهن بوده اما به این صورت بوده است که سفره ای را پهن می کردند و در بشقابهای سفالی و یا فلزی آنواع آجیلهای خشک شده مانند توت خشک - برگه خشک شده زردآلو و هلو و پختیک(پخته شده و خشک شده لبو)و عسل و سر شیر خشک شده، کلوچه، گعگ (کیک) قطاب و نان سرموکی و ... می گذاشتند تخم مرغ رنگ شده حتما در سفره وجود داشت. در این سفره بعضی چیزها فقط جنبه زیبایی داشت مانند تخم مرغ و آیینه ولی سایر چیزها برای خوردن و پذیرایی میهمانان بودو هر زمان که تمام می شد بلافاصله صاحبخانه ظروف را مجدد برای میهمانان جدید پر می کرد. اما اینکه هفت چیز با نام سین باشد پدیده جدیدی است به نظر می‌رسد گذاشتن هفت جزء آغازشونده با حرف سین در سفرهٔ نوروزی پدیده‌ای است که در اواخر دوره قاجار رایج شده و پیشینهٔ تاریخی ندارد، بلکه توسط رسانه‌ها فراگیر شده است.ضمنا مردم قبل از نوروز به حمام می رفتند و شلوغ ترین روزهای سال گرمابه ها چند روز سال نو بود گرمابه که معمولا با چوب و هیزم در (گرخانه)GOr khaneh یا آتش خانه آب حمام را گرم می کرد حتما یک ذخیره خاص چوب و هیزم را برای روزهای نوروز ذخیره می کرد. شب نوروز همه پلو یا چلو خورش می خوردند بسیاری از خانواده ها سالی فقط یکبار می توانستن چلو خورش بخورند و انهم شب نوروز بود.از این پلو برای فقرا، سلمانی(آرایشگر)و حمامی(مسئول آتش حمام)و برای کدخدای هر محل هم پیشکش می بردند.

پهن کردن سفرهٔ نوروزی در ایران آداب و رسوم خاصی دارد و روی سفره اجزای دیگری به‌ویژه آینه، شمع، و آب نیز حضور دارند. از دیگر اجزای سفرهٔ امروزی می‌شود از ماهی و تخم مرغ رنگ‌شده یاد کرد.

در کابل و شهرهای شمالی افغانستان، سفره هفت میوه متداول است. در این سفره، هفت میوه قرار می‌گیرد، از جمله؛ کشمش سبز و سرخ، چارمغز، بادام، پسته، زردآلو و سنجد. چیدن سفره‌ای مشابه با استفاده از میوه خشک شده، در بین شیعیان پاکستان هم مرسوم است.

علاوه بر این، سفره هفت شین در میان زرتشتیان، و سفره هفت میم در برخی نقاط واقع در استان فارس در ایران متداول است. در جمهوری آذربایجان عدد هفت اهمیتی ندارد و بر روی سفره‌های نوروزی خود، آجیل قرار می‌دهند.

غذاهای نوروزی

یکی از متداول‌ترین غذاهایی که به مناسبت نوروز پخته می‌شود، سمنو (سمنک، سومنک، سوملک، سمنی، سمنه) است. این غذا با استفاده از جوانه گندم تهیه می‌شود. در بیشتر کشورهایی که نوروز را جشن می‌گیرند، این غذا طبخ می‌شود. در برخی از کشورها، پختن این غذا با آیین‌های خاصی همراه است. زنان و دختران در مناطق مختلف ایران، افغانستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان سمنو را به‌صورت دسته‌جمعی و گاه در طول شب می‌پزند و درهنگام پختن آن سرودهای مخصوصی می‌خوانند. برای نمونه در افغانستان در یکی از مشهورترین ترانه‌ها، این بیت به تکرار خوانده می‌شود:

سمنک در جوش ما کفچه زنیم

دیگران در خواب ما دف چه زنیم

پختن غذاهای دیگر نیز در نوروز مرسوم است. به‌طور مثال در بخش‌هایی از ایران؛ سبزی پلو با ماهی در شب عید، در افغانستان سبزی چلو با ماهی, در ترکمنستان؛ نوروزبامه، در قزاقستان؛ اویقی آشار، در بخارا؛ انواع سمبوسهپخته می‌شود. به‌طور کلی پختن غذاهای نوروزی در هر منطقه‌ای که نوروز جشن گرفته می‌شود مرسوم است و هر منطقه‌ای غذاها و شیرینی‌های مخصوص به خود را دارد.

دید و بازدید

دید و بازدید عید یا عید دیدنی یکی از سنت‌های نوروزی است که در بیشتر کشورهایی که آن را جشن می‌گیرند، متداول است. در برخی از مناطق، یاد کردن از گذشتگان و حاضر شدن بر مزار آنان در نوروز نیز رایج است.

مسابقات ورزشی

برگزاری مسابقات ورزشی عمومی در معابر شهری و روستایی، یکی دیگر از آیین‌هایی است که در برخی از کشورها به مناسبت نوروز برگزار می‌شود. در ترکمنستان، مردان و زنان ترکمن، بازی‌ها و سرگرمی‌های ویژه‌ای از جمله سوارکاری، کشتی، پرش برای گرفتن دستمال از بلندی و شطرنج برگزار می‌کنند. برپایی جنگ خروس و شاخ‌زنی قوچ‌ها از دیگر مراسمی است که در ترکمنستان برگزار می‌شود.

در استان‌های شمالی افغانستان نیز مسابقات بزکشی به مناسبت‌های مختلف از جمله نوروز برگزار می‌شود.

طبیعت‌گردی

مردم ایران روز سیزدهم فروردین، به مکان‌های طبیعی مانند پارک‌ها، باغ‌ها، جنگل‌ها و مناطق خارج از شهر می‌روند. این مراسم سیزده‌به‌در نام دارد. از کارهای رایج در این جشن، گره زدن سبزه و گفتن دروغ سیزده است. مراسم سیزده‌به‌در در مناطق غربی افغانستان ازجمله شهر هرات نیز برگزار می‌شود. با وجودی که روز سیزدهم فروردین در کشور افغانستان جزو تعطیلات رسمی نیست، اما مردم این مناطق برای گردش در طبیعت، عملاً کسب و کار خود را تعطیل می‌کنند. مردم این منطقه همچنین اولین چهارشنبه سال را نیز با گردش در طبیعت سپری می‌کنند.

علاوه بر این، ساکنان کابل در افغانستان، در طول دو هفته اول سال برای گردش به همراه خانواده به مناطقی که در آنها گل ارغوان می‌روید، می‌روند.

یکی دیگر از آیین‌های نوروز که در آسیای میانه و کشور تاجیکستان مرسوم است، مراسم گل‌گردانی و بلبل‌خوانی است. گل گردان‌ها از دره و تپه و دامنهٔ کوه‌ها، گل چیده و اهل دهستان خود را از پایان یافتن زمستان و فرا رسیدن عروس سال و آغاز کشت و کار بهاری و آمدن نوروز مژده می‌دهند.

نوروزخوانی

نوروز خوانی یا بهار خوانی یا نوروزی، گونه‌ای از آواز خوانی است که در گذشته در ایران رواج داشته‌است. در حال حاضر رواج این گونه آواز خوانی بیشتر در استان‌های مازندران و گیلان است.[۴۵] در نوروز خوانی افرادی که به آن‌ها نوروز خوان گفته می‌شود پیش از آغاز فصل بهار به صورت دوره‌گردی به شهرها و روستاهای مختلف می‌روند و اشعاری در مدح بهار یا با ذکر مفاهیم مذهبی به صورت بداهه یا از روی حافظه می‌خوانند. این اشعار اکثرأ به زبان‌های طبری و گیلکی می‌باشد. این اشعار بیشتر بصورت ترجیع بند بوده و توسط یک یا چند شخص همزمان خوانده می‌شود.

جشن جهانی نوروز

در ۷ فروردین ۱۳۸۹ نخستین دورهٔ جشن جهانی نوروز در تهران برگزار شد و این شهر به عنوان «دبیرخانهٔ نوروز» شناخته شد. در این جشن، سران کشورهایی که نوروز را جشن می‌گیرند گردهم می‌آیند و این آیین باستانی را گرامی می‌دارند. هر ساله یکی از این کشورها، میزبان جشن جهانی نوروز است.

روز جهانی نوروز

مجمع عمومی سازمان ملل متحد در تاریخ سه شنبه ۴ اسفند ۱۳۸۸ برابر با ۲۳ فوریه ۲۰۱۰ با تصویب قطعنامه‌ای روز ۲۱ مارس برابر با ۱ فروردین را در چارچوب ماده ۴۹ و تحت عنوان فرهنگ صلح به عنوان روز جهانی نوروز به تصویب رسانده و در تقویم خود جای داد، طی این اقدام که برای نخستین‌بار در تاریخ این سازمان صورت گرفت، نوروز ایرانی به‌عنوان یک مناسبت بین‌المللی به رسمیت شناخته شد.

نخستین بار نوروز ۱۳۹۱ را در صحن عمومی سازمان ملل و یونسکو به میزبانی ایران جشن گرفتند. بان کی مون دبیرکل سازمان ملل پیامی بدین مناسبت صادر کرد.